نشست هفتگی خانه ادبیات افغانستان با حضور رسول نجفیان برگزار شد
روابط عمومی خانه ادبیات افغانستان: نشست هفتگی خانه ادبیات افغانستان در تاریخ پنجشنبه 19 عقرب (آبان) 1390 با حضور هنرمند همزبان، رسول نجفیان در تالار اجتماعات مرکز آفریشهای ادبی حوزه هنری برگزار شد.
در آغاز این نشست، محمدسرور رجایی، مدیر دفتر خانه ادبیات افغانستان در تهران که به تازگی از سفر افغانستان به تهران بازگشته بود، چشمدیدهای خود را از اوضاع فرهنگی و اجتماعی افغانستان و کابل برای مخاطبان بازگو کرد. وی در ابتدای سخنانش گفت: «بعد از پنج سال و سه ماه به افغانستان رفتم. اولین چشم اندازی که داشتم، کودکان بسیاری را در مرز و میدان هوایی هرات دیدم که با کراچی کوچکی (فرغون) دنبال مسافر میگشتند تا با حمل آن، پولی در بیاورند. متأسفانه بعدا فهمیدم که کودکان کراچی به دست میدان هوایی، فرزندان مسئولین نظامی میدان هستند. این موضوع را در برگشت به هرات از یکی از آنها که وسایل مرا منتقل می کرد، پرسیدم. شنیدگیهای مرا تأیید کرد و من بیشتر متأسف شدم».
مدیر دفتر خانه ادبیات افغانستان در تهران، دیدگاه خود را درباره تغییرات اجتماعی و فرهنگی کشور چنین بیان کرد: «افغانستانی که امروز دیدم، نسبت به پنج سال پیش تغییرات بسیاری کرده بود. پیشرفتهای بسیاری در هر زمینه از فرهنگ و ادبیات و هنر گرفته تا رسانه و اقتصاد و تحصیلات عالی ایجاد شده است که روزنه جدیدی را برای رشد افغانستان جدید نشان میدهد. متأسفانه بعضی از ناهنجاریهای اجتماعی نیز مثل اعتیاد، ارتشا و... پیشرفتهایی داشته است. افغانستان امروز عرصه رقابت است. البته در قالب فرهنگ و هنر، بیشتر. برداشت کلی من این است که فضای حاکم بر وضعیت افغانستان و به خصوص پایتخت، وضعیت در حال گذار را نشان میداد. هنرمند کسی است که با تلاش و رقابت سالم در این عرصه، وضعیت را به نفع اصالتهای بومی و اسلامی جامعه برگرداند. مطمئن هستم که فضای کاذب هیجانهای ایجاد شده در کابل تغییر خواهد کرد».
رجایی در ادامه از سفرش به شمال و غرب افغانستان چنین گفت: «سفری هم به شهرهای مزار شریف و بلخ داشتم و در برگشت، دو روزی هم در هرات بودم. شهرهایی که تفاوت قابل توجهی نسبت به کابل داشتند. در مسایل امنیت، فرهنگی و رفتارهای اجتماعی و حتی اقلیمی، هوای تمیزتری نسبت کابل داشتند. البته با دیدن مظلومیت مراکز تاریخی بلخ، به خصوص مسجد ابونصر پارسا و مسجد سبحانقلی اشکم در آمد. همین اتفاق در هرات در پای منارهای تاریخی آن و بر مزار سلطان حسین بایقرا، فاتح هرات افتاد. مناری که در داخل محوطه مقبره گوهرشاد بیگم با تکیه بر کیبل (کابل برق) برپای بود و معتادانی بر مزار بایقرا جاخوش کرده بودند.
در کابل به لحاظ امنیتی نتوانستم برمزار سید جمالالدین بروم. خدا مسئولان فرهنگی ما را به مسئولیت خطیرشان آشنا سازد. مدیون همه دوستان فرهنگیام در کابل هستم که بسیار بودند و نمیشود نامشان را بگیرم. در مزار نیز همچنین، ولی محبت حکیم علیپور و سید علی موسوی را فراموش نخواهم کرد. در هرات هم خود را مدیون محبت عبدالواحد رفیعی، محمود رضایی و احمد احمدی میدانم».
مدیر دفتر خانه ادبیات افغانستان در تهران، از برگزاری شب دوازدهم شبهای کابل به وسیله اعضای خانه ادبیات افغانستان در کابل و برنامه گرامیداشت تلاشهای هنری رحیم جعفری، هنرمند و شاعر کشور و از اعضای خانه ادبیات در لیسه معرفت در کابل نیز گزارشی ارایه کرد.
در ادامه برنامه، محمدصادق دهقان، معاون خانه ادبیات افغانستان در جایگاه قرار گرفت و با خوشآمد گویی به آقای نجفیان درباره پیوندهای فرهنگی و هنری دو ملت افغانستان و ایران سخن گفت. وی با اشاره به معرفی چهرههای هنر موسیقی افغانستان به مردم ایران در پیش از انقلاب مانند خانواده هنری جلیل زلاند، احمد ظاهر، ظاهر هویدا، نعیم پوپل و تنی چند از هنرمندان کشور، معرفی متقابل آوازخوانان ایرانی در افغانستان را دلیل این پیوند هنری دانست.
دهقان با یادکرد از تلاش حوزه هنری در انتشار کتاب «سرگذشت موسیقی افغانستان» اثر استاد عبدالوهاب مددی و آلبوم موسیقی «نوروز آوارگان» از ایشان در دهه 1370 و در بحبوحه جنگ داخلی، به انتشار آلبوم موسیقی «سرزمین من» و نیز برپایی کنسرت موسیقی داوود سرخوش در ایران اشاره و این دوره را سرآغاز آشنایی بیشتر مردم ایران با هنر موسیقی افغانستان در دوره پس از انقلاب برشمرد.
معاون خانه ادبیات افغانستان، پرداختن سینماگران ایرانی به مشکلات مردم افغانستان در «بایسیکل ران» و «سفر قندهار» اثر محسن مخملباف و «باران» اثر مجید مجیدی را ستود و آن را گشایش بابی در ادامه یافتن نگاه هنرمندان سینماگر ایرانی به افغانستان دانست. وی با یادآوری حرکت خیرخواهانه استاد عزتالله انتظامی در یاریرسانی مردمی به ملت افغانستان در سال 1381، مطرح کردن دردهای مشترک انسانی را در آثار هنری اهالی فرهنگ و هنر هر دو کشور، راهکار افزایش پیوند میان دو ملت بزرگ افغانستان و ایران قلمداد کرد. خوانش شعر «تو از کجا شروع شدی؟»، پایانبخش سخنان دهقان در این بخش بود.
پس از این سخنان، شعرخوانی شاعران افغانستان با شعرخوانی محمد جعفری آغاز شد. در ادامه، آقایان محمدحسین فیاض، علیمدد رضوانی، جعفر واعظی، محمود تاجیک، رضا اسدی و خانمها مریم احمدی، سارا محمدی، منیژه تمنا و طاهره حسینی شعر خواندند و محفل را به وجد آوردند.

بعد از آن، رجایی که اجرای برنامه را نیز بر عهده داشت، برای معرفی خانه ادبیات به آقای نجفیان گفت: «آقای نجفیان، امروز جمعی از شاعران و نویسندگان افغانستان، میزبان شمایند که اولین جلسه ادبیشان را در سال 1371 در نمازخانه حوزه هنری با حمایت حوزه هنری برگزار کردند. خانه ادبیات افغانستان که در سال 1382 با همت شاعران و نویسندگان جوان افغانستانی در تهران تأسیس شد، نتیجه جلسات ادبی سالهای قبل دوستان ما بود. امروز افتخار داریم که شاعران و نویسندگان مطرحی از این نشستهای ادبی به جامعه ادبی افغانستان معرفی شدهاند و افتخار افغانستان هستند. افتخار داریم که هنوز این نشستهای ادبی، عصر هر پنجشنبه در تالار اجتماعات مرکز آفرینشهای ادبی حوزه هنری برگزار میشود و هر از گاهی میزبان شخصیتهای ادبی و هنری همزبان است که در این نوبت، حضور شما را در محفل گرامی میداریم».
آنگاه رسول نجفیان در میان تشویق حاضران به جایگاه رفت و از اشتراک فرهنگی یک ملت همزبان و همفرهنگ گفت و بیان داشت که اندیشه جداییخواهانه و تمایزانگیز میان مردمان ایران و افغانستان، اندیشه شیطانی است. نجفیان با بیان خاطرههایی درباره مهاجران افغانستان، دلبستگی خود به فرهنگ و مردم افغانستان را به شاهنامه فردوسی پیوند داد و گفت: «وقتی شاهنامه را میخواهم و وقتی میخواهم از داستانهای شاهنامه برای اجرای نمایش استفاده کنم، چون همیشه به نامهایی مثل کابل و بلخ و سمنگان و ... برمیخورم، هرگز احساس نمیکنم که میان من و افغانیان تفاوتی وجود دارد و هنوز این سرزمین خراسان بزرگ را یکی حساب میکنم».
نجفیان در ادامه، به خاطره خود از سرایش ترانهای برای مردم افغانستان بر اساس ملودی «یا مولا دلم تنگ آمده» در هفده سالگیاش و نیز گرد آوردن شمار زیادی از کودکان و نوجوانان افغانستانی مهاجر در ایران برای اجرای اپرایی بر اساس شاهنامه فردوسی هنگام گشایش مسابقات بازیهای بانوان جهان اسلام در تهران اشاره کرد. سپس سه قطعه موسیقی شامل ملودی «یا مولا دلم تنگ آمده» بر اساس شعری از خودش، آهنگ «آهوی دشت» به یاد نخستین شعر پارسی از ابوحفص سُغدی و «رسم زمونه»، معروفترین آهنگ خویش را اجرا کرد.

در پایان این برنامه، دکتر محمدامین زواری، پژوهشگر افغانستانی، هدیه خانه ادبیات افغانستان را به رسول نجفیان اهدا کرد و حاضران در نشست با مهمان برنامه عکس یادگاری گرفتند.